السيد الخميني

مقدمه 30

سر الصلوة (معراج السالكين وصلوة العارفين) (فارسى)

همهء موجودات است . و إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ « 1 » اين نيز به لسان كثرت است ، و گرنه او حمد است و حامد است و محمود : انَّ ربَّك يُصلّي ؛ « 2 » اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ . « 3 » پسرم ، ما كه عاجز از شكر او و نعمتهاى بىمنتهاى اوييم ، پس چه بهتر كه از خدمت به بندگان او غفلت نكنيم كه خدمت به آنان خدمت به حق است ؛ چه كه همه از اويند . هيچ‌گاه در خدمت به خلق اللَّه خود را طلبكار مدان كه آنان به حق منّت بر ما دارند ، كه وسيلهء خدمت به او جلّ و علا هستند . و در خدمت به آنان دنبال كسب شهرت و محبوبيت مباش كه اين خود حيلهء شيطان است كه ما را در كام خود فروبرد . و در خدمت به بندگان خدا آنچه براى آنان پرنفع‌تر است انتخاب كن ، نه آنچه براى خود يا دوستان خود ؛ كه اين علامت صدق به پيشگاه مقدس او جلّ و علا است . پسر عزيزم ، خداوند حاضر است و عالم محضر او است ، و صفحهء نفس ماها يكى از نامه‌هاى اعمالمان . سعى كن هر شغل و عمل كه تو را به او نزديكتر كند انتخاب كن كه آن رضاى او جلّ و علا است . در دل به من اشكال مكن كه اگر صادقى ، چرا خود چنين نيستى ؛ كه من خود مىدانم كه به هيچ يك از صفات اهل دل موصوف نيستم ؛ و خوف آن دارم كه اين قلم شكسته در خدمت ابليس و نفس خبيث باشد ، و فردا از من مؤاخذه شود ؛ لكن اصل مطالب حق است ، اگر چه به قلم مثل منى كه از خصلتهاى شيطانى دور نيستم . و به خداى تعالى در اين نفسهاى آخر پناه مىبرم و از اولياى او جلّ و علا اميد دستگيرى و شفاعت دارم . بارالها ، تو خود از اين پير ناتوان و احمد جوان دستگيرى كن ، و عاقبت ما را ختم به خير فرما ، و با رحمت واسعهء خود ما را به بارگاه جلال و جمال خود راهى ده . و السلام على من اتّبع الهدى شب 15 ربيع المولود 1407 روح اللَّه الموسوي الخمينى

--> ( 1 ) - « هيچ چيزى نيست مگر آنكه با حمد و سپاس او تسبيح گويد امّا شما تسبيح آنان را نمىفهميد . » ( اسراء / 44 ) ( 2 ) - « همانا پروردگار تو نماز مىگزارد . . . » اصول كافى ، ج 2 ، ص 329 ، « كتاب الحجة » ، « باب مولد النّبي » ( ص ) ، حديث 13 ( 3 ) - « خدا نور آسمانها و زمين است . » ( نور / 35 )